ضياء الدين جرجانى
68
رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )
اگر حاجت بر وى روا بودى منفعت و مضرت بر وى روا بودى ، و اگر منفعت و مضرت بر وى روا بودى شهوت و هوا بر وى روا بودى ، و اگر شهوت و نفار « 1 » بر وى روا بودى ، جسم بودى ، و درست شد كه خداى تعالى جسم نيست . فصل : در نفى رؤيت بدان كه خداى تعالى ديدنى نيست نه در دنيا و نه در آخرت ، كه اگر ديدنى باشد جسم باشد يا آنچه در جسم حاصل آيد چون سياهى و سفيدى و سبزى و سرخى و زردى . و اين ، هيچ بر خداى تعالى روا نباشد ، پس بايد كه ديدنى نباشد . ديگر آنكه هر آنچه مخلوق بيند ، ناچار از راست يا چپ يا از پيش يا از پس يا زير يا بالا نگرد . محال است كه در يك حال از اين جمله نگرد ، پس چون خدا را بيند چون از جانبى به وى نگرد از پنج جانب ديگر محروم ماند . و معلوم است كه اين غمى و حسرتى بزرگ باشد . و اگر به وى بيشتر از يك جانب روا نباشد كه نگرد ، پس لازم آيد كه خداى تعالى در جايى بود و جايى ديگر نبود ، و اين چنين معلوم باشد كه صفت جسم باشد . ديگر ، خدا را هميشه بينند يا نبينند . اگر بينند لازم آيد كه اندر آن وقت كس نبينند . از ثوابى بزرگ و راحتى عظيم بازمانده باشند ، و معلوم است كه اين چنين حسرتى بزرگ و رنجى عظيم آورد . و اگر هميشه بيندش ، اندر آن حال كه با حورا در خلوت باشند ، لازم آيد كه در خداى تعالى نيز مىنگرند . اگر راحت ديدار خداى تعالى بيشتر از خلوت حور بود ، لازم آيد كه ديدار حور بهتر از ديدار خداى تعالى باشد . ديگر ، در آن حال كه بهشتيان خداى تعالى را بينند ، حالشان يكسان بود يا نبود . اگر يكسان بود ، لازم آيد كه پيغمبران با ديگران اندر بهترين ثوابى و بزرگترين منزلتى يكسان باشند . و اگر يكسان نبود ، لازم آيد تا در خداى تعالى زياده و نقصان بود ، زيرا كه ديدنى است ، هر كس به قدر كردارش بيند ، بعضى چهار يكى و بعضى سه يكى و بعضى نيمه و
--> ( 1 ) . نفرت . ( المنجد )